الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

265

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

دامنت بگذار كه امر خدا آمده است ، پس هرگاه جان از تنم خارج شد ، آن را دريافت كن و بر چهرهء خويش بمال ، آنگاه مرا رو به قبله قرار ده و به امر من پرداز و نخستين كس از مردم باش كه بر من نماز گزارى و از من جدا مشو تا اينكه مرا به خاك سپارى و از خداى عز و جل استعانت بجوى » . ( 1 ) امير مؤمنان عليه السّلام سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را گرفت و آن را در دامن خويش گذاشت و دست خود را به زير چانهء آن حضرت قرار داد و ملك الموت ، قبض روح پاكش را آغاز نمود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از دردهاى مرگ و سختى فزع ، رنج مىبرد تا اينكه جان پاكش پرواز كرد و امام آن را بر چهرهء خويش كشيد « 1 » . ( 2 ) زمين ، لرزيد و نور عدل و حق ، خاموش شد و رفت آنكه زندگيش براى همهء مردم نور و رحمت بود و انسانيت به مصيبتى عظيم‌تر از اين فاجعه گرفتار نيامد ؛ زيرا پيشوا ، رهايىبخش و معلم ، درگذشته و آن نورى كه راه را براى انسان روشن كرده و او را به راه راست هدايت نموده ، خاموش گشته بود . مسلمانان در اندوه و سوگ فرو رفتند و از خود بىخود شدند و پريشانى ، بىتابى و اضطراب آنان بالا گرفته بود . ( 3 ) زنان مسلمان به سوى خانهء پيامبر شتافتند آنجا كه همسران پيامبر چادر از سر نهاده و بر سينه‌هاى خود مىزدند و زنان انصار كه غم و اندوه ، جانشان را مىسوزاند ، بر چهرهء خود مىزدند تا آنجا كه از شدّت فرياد و فغان ، حنجره‌هايشان زخم گشته بود « 2 » .

--> ( 1 ) المناقب 237 . و اخبار فراوان آمده است مبنى بر اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در گذشت در حالى كه سر آن حضرت در دامن على بود عليه السّلام ر . ك : كنز العمال 4 / 55 . ابن سعد ، طبقات 2 / 262 - 263 ، و غيره . ( 2 ) انساب الاشراف ، ق 1 / ج 1 / 574 .